السيد الخميني
25
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
لولههاى چند متر در چند مترى است . با اين لولهها دارد نفت ايران مىرود ، عوضش اسلحه مىآيد براى پايگاه درست كردن ؛ اگر اينها نفت را درست بفرستند و نفت درست فروش برود ؛ يعنى به اندازهء احتياج ايران فروش برود ، به اندازهء ادارهء مملكت فروش برود ، منهاى دزديهاى اين خانواده و كسانى كه از قِبَل آنهاست منهاى آن ، به خرج مملكت برسد ، ما تا دويست سال ديگر هم شايد نفت داشته باشيم . تمام مىشود ! ؟ خوب اينها دارند تمام مىكنند ، ايشان مىگويد : تمام مىشود . كى تمامش مىكند ؟ تو تمامش مىكنى ؛ بعدها ما چه بكنيم ؟ اين ملتى كه چند وقت ديگر به قول ايشان نفتش را دادند به غير و تمام شد ، زراعتش هم كه از بين رفت ، بعدش ما چه بكنيم ديگر ؟ اين ملت ضعيف چه بكند ؟ « صنعتى مىخواهيم بكنيم » ! آقا صنعتى ، قضيهء صنعتى نيست ، گول نخوريد ؛ قضيهء ذوب آهن نيست ، قضيهء درست كردن مطلب نيست ، قضيهء پايگاه درست كردن براى شوروى است . مىخواهند كه عمال شوروى كه اينجا مىآيند ، راحت بيايند و همهء كارها را انجام بدهند . گاز ما را كه دارند آنها مىبرند ، نفت ما را هم كه دارند آنها مىبرند ، بعد نه گازى است و نه نفتى است و نه [ درآمدى ] ، نه زراعتى است و نه هيچ چيز . اين ملت بايد چه بكند ، معلوم نيست . اينكه اين مىگويد كه من اگر بروم همهء ايران را تلِ خاك مىكنم ؛ اين ، حالا اين كار را كرده است ؛ اگر بماند بدتر تلِ خاك مىكند ايران را . اگر برود باز ممكن است كه اشخاص صحيحى ، امينى ، بيايند سرِ كار ، و نفت ما را حفظ كنند كه براى خودمان باشد ، زراعتمان را سر و سامانى به آن بدهند . اگر ايشان خرابكارى كه دارد مىكند ، خرابكارى كند و گورش را گم كند و برود ، به نفع ما هست . ما و مظاهر تمدن ما كه فرياد مىزنيم ، ما براى همين فرياد مىزنيم : نه براى اينكه ما مىخواهيم اصلًا مظاهر تمدن نباشد . ايشان مىفرمايند كه آخوندها مىگويند كه ما نمىخواهيم اين مظاهر تمدن را ؛ ما مىخواهيم حالا هم با الاغ سوار شويم و برويم ! يك آدمى است كه [ سر سپرده است ] ؛ انسان چه بگويد به او . ما كه اين قدر فرياد مىزنيم مىگوييم كه ما همهء مظاهر تمدن را قبول داريم ؛ اما مظاهر تمدن اين است كه حكومت نظامى اين كار را به